گوگل و؟


رهبري گوگل ، فرآيند کارمنديابي را مقوله اي حساس مي داند و در استخدام افراد در سطوح مختلف سازماني ، متغيرهاي زيادي را در خرده سيستم هاي استخدامي خود لحاظ مي کند. چرا که کارمندهاي شرکت مي بايست براساس ماموريت شرکت ، در گروه ها و تيم هاي غير متمرکز فعاليت کرده و از اين رو ، در قالب مديريت ماتريسي پروژه هاي شرکت بيش ترين کارايي را از خود بروز دهند. روند پاداش دهي به کارمندان موفق هم ، بر خلاف سازمان هاي سنتي که بيش تر بر اساس مرخصي ساعتي – روزانه يا پاداش هاي نقدي اندک است ، با پاداش هاي سهامي يا ارتقاي جايگاه شغلي و استفاده از بن هاي کارگزي چند منظوره و متنوع ، مبتني شده است . شمار زيادي از کارمندان گوگل پس از ورود گوگل به بازار بورس آمريکا ، به ثروت هاي زيادي دست يافتند . اگر قرار بود پاداش ان ها ، عوامل سنتي در سازمان هاي امروزي بيش تر باشد ، چنين درآمدي براي ان ها فقط در خيالات مي توانست سير کند . جنبه عملي به خود نمي گرفت. توجه به سيستم هاي کارمنديابي گوگل در رهبري سازمان ديجيتالي گوگل ، مقوله مهمي است که فعالان صنعت ديجيتال در کشور و حتي سازمان هاي سنتي که هنوز تجربه ورود به اين عرصه را درک نکرده اند ، بهتر است بخشي از فرآيند استخدامي خود را از اين راه ، دريافت کنند. به هر حال ، هميشه بهترين انتخاب ، از طريق آزمون هاي علمي و تخصصي چند ساعتي حاصل نمي شود. بقاي سازمان ها دردنياي کسب و کار پرشتاب و متغير امروزي ، کارکناني با خصيصه هاي تعريف شده جديد را طلب مي کند که بايد به آن اهميت داد.
گونه دیگری از این سیستم کارمندیابی نیز بر اساس مسابقات سالانه کد جم گوگل است .برنامه‌ريزان حاضر در اين مسابقات بايد تلاش كنند مشكلات نرم‌افزار ‌آنلاين را زودتر از يكديگر حل كنند. تعداد 100 نابغه‌ نهايي انتخاب شده در اين مسابقات با هزينه‌ گوگل به نيويورك عازم خواهند شد تا در مسابقات قهرماني code jam در ماه اكتبر هر سال شركت كنند؛ اين مسابقات فرصتي بسيار مناسب براي سريع‌ترين و مستعدترين متخصصان رايانه در جهان است تا در سطحي بين‌المللي با يكديگر رقابت كنند.
فيناليست‌هاي اين مسابقات به ترتيب رده‌بندي 155 هزار تا 10 هزار دلار جايزه دريافت خواهند كرد؛ ثبت‌نام براي اين مسابقات تا شروع دور انتخابي يعني پنجم سپتامبر ادامه خواهد داشت.
در چند سال اخیر ، بيش از 14 هزار نفر از 22 كشور در مسابقات code jam گوگل شركت كرده اند که شماری از این نوابع ، به غول موتورهای جست و جوی وب ، دعوت به کار می شوند. این وضعیت ، بهترین راه کارمندیابی برای جذب افراد نخبه و خلاق و با انگیزه برای شرکتی مانند گوگل است .

2): پشت صحنه گوگل
قطعا ، پشت صحنه سناریوهایی که مغزهای گوگل از اوایل دهه نود میلادی تا کنون بر پایه آن ها ، جهان دیجیتال را به تسخیر خود در آورده اند ، به اندازه آگاهی از رفتار سازمانی این شرکت در خلق محصولات دیجیتالی ، جذاب و خواندنی خواهد بود.

2- ه – الف) این ها ، عاشق ریاضیات هستند!
رانندگانی که به ریاضیات خود مطمئن بودند و در ترافیک همیشگی بزرگراه شماره 101 که به «سیلیکون ولی» منتهی می‌شود، گیر می‌کردند، می‌توانستند وقت خود را با تامل در بیلبوردی که روی آن یک مسئله ریاضی نوشته شده بود، بگذرانند.
کسانی که می‌توانستند عدد مورد‌نظر سؤال‌کننده را دریابند، در واقع مبنای یک الگوریتم طبیعی را می‌یافتند. تعداد کسانی که روی این معما کار کردند و از عهده حل آن برآمدند، به وب‌‌سایتی رهنمون شدند تا مسئله‌ای دیگر را حل کنند و پس از حل این معما هم، صفحه‌ای دیگر به روی آن‌ها گشوده می‌شد که از آن‌ها می‌خواست تا مشخصات و سوابق کاری خود را ارسال کنند. اگر بیلبوردی می‌توانست روح یک شرکت را به تصویر بکشد، همین بیلبورد بود، زیرا آگهی‌دهنده ناشناس شرکت گوگل بود که محصول اصلی و مهم آن محبوب‌ترین موتور جست‌و‌جوی اینترنتی در جهان است. با این شوخی جسورانه، با اشتغالات ذهنی ریاضی، سادگی و این اعتقاد مبتکرانه که گوگل منزلگاه نوابغ است، بیلبورد از شرکتی سخن می‌گفت که فکر می‌کند جایگاه درست و به‌حقی را به‌عنوان رهبر و پیشروی صنعت فناوری به‌دست آورده است، موقعیتی که در 15 سال گذشته، مایکروسافت اشغال کرده بود. لحن بیلبورد گوگلی بود، چیزی که کارفرماهای گوگل علاقه دارند، بگویند.
سخنگوی شرکت می‌گوید که این صفت «گوگلی»، جهان وطنی، تواضع، تفاوت و تشخیص متعادلی را به ذهن متبادر می‌کند. نمایشی مناسب و زیبا از گوگلی بودن «googly–ness» که در سخنرانی‌های امسال در لاس‌وگاس اجرا شد درحالی ‌که روسای دیگر شرکت‌های فناوری به جایگاه سخنرانی در میان هیاهوی موسیقی راک و رقص نور وارد می‌شوند، گوگل کنسرت براندنبورگ شماره سه از باخ را پخش کرد، تا روسای شرکت به جایگاه وارد شوند. بیلبورد از این جهت گوگلی بوده، یعنی مانند صفحه اصلی گوگل، به‌لحاظ بصری به‌طور کامل ساده بود چنان‌‌که مراجعه‌کنندگان را درباره محتوای پیچیده آن به اشتباه می‌اندازد، یا اینکه، برای بیگانگان "گوگلی‌ بودن"، به معنای آرزویی جسورانه و یک ماموریت است که شما را به پیشرفت جهان و یکی دانستن جهل با فضیلت فرا می‌خواند، عارضه اصلی این طرز فکر که در بیلبورد نشان داده شده است، بزرگ دانستن ریاضیات است. گوگل پیوسته درحال طرح جناس‌های عددی و معماهای ریاضی است. وقتی آن‌ها در سال 2004 اسناد مربوط بازار سهام را پر می‌کردند، گفتند که آن‌ها می‌خواهند 828/281/718/2 دلار سود به‌دست بیاورند که برابر با e میلیارد دلار است.
علاقه به ریاضیات در گوگل، شاید از علاقه موسسان آن سرگئی برلین و لری پیج ناشی می‌شود. برلین که در روسیه متولد شده است پسر استاد آمار است و مادرش هم برای ناسا کار می‌کند و والدین لری پیج هر دو معلم رایانه هستند. راز موفقیت گوگل که آن را محبوب‌ترین موتور جست‌وجو در جهان ساخته است، درک این موضوع است که بی‌نظمی در اینترنت یک نظم ضمنی ریاضی دارد. لری پیج و سرگئی برلین با شمارش، تنظیم و ارزیابی ساختارهای ارتباطی توانستند نتایج جست‌وجو را به هم مربوط و نزدیک کنند، کاری که هیچ موتور جست‌وجوی دیگری نتوانسته بود انجام دهد.
تاکنون آن‌ها این برتری را حفظ کرده‌اند. دانیل سولیوان، دبیر خبرنامه صنعتی آنلاین، گوگل را در صدر بهترین موتورهای جست‌وجو قرار داده است، پس از گوگل، یاهو (yahoo)، اسک (ASK) و MSN مایکروسافت در رتبه‌های دوم تا چهارم قرار دارند. تعداد بازدیدکننده‌های گوگل به‌طور نسبی هر ماه نسبت به سال گذشته در همان ماه افزایش پیدا می‌کنند. به استثنای AOL که از ورودی اینترنتی مانند فناوری جست‌وجوی گوگل استفاده می‌کند، در ماه مارس گوگل میزبان نیمی از کل جست‌وجوگران اینترنتی بوده است، سهم گوگل به استثنای AOL از کل جست‌وجوگران 43 درصد بود.
مهارت و توانایی ریاضی دلیل نیمی از موفقیت‌های گوگل است: توانایی تبدیل همه جست‌وجوها به پول. برعکس شرکت‌های نرم‌افزاری مانند مایکروسافت که بخش اعظم درآمد آن از محل لیسانس است، گوگل در وهله اول یک بنگاه تبلیغاتی محسوب می‌شود. او آگهی‌های تبلیغاتی معمولی نمی‌فروشد. بلکه گوگل یک ژانر تبلیغاتی جدید و کارا به‌نام "پرداخت به ازای هر کلیک" ابداع کرده است. گوگل یک متن کوچک تبلیغاتی روی صفحات نتایج جست‌وجو قرار داده است، اما آگهی‌دهندگان فقط زمانی پول برای آن پرداخت می‌کنند که بازدیدکنندگان و کاربران اینترنتی به‌طور حتم روی آن متن کلیک کرده باشند و وارد آدرس آن‌ها شده باشند. این سیستم روی صفحات نتایج جست‌وجو تا به‌حال خوب کار کرده و نیمی از درآمد گوگل را تامین کرده است، زیرا کلمات اصلی کاربران به گوگل اجازه می‌دهد تا آگهی‌های مناسب و مربوط به آن را روی صفحه قرار دهد. اما در عین حال این سیستم روی دیگر صفحات وب مانند بلاگ‌ها و مقالات روزنامه‌ هم که به‌عنوان بخشی از شبکه گوگل امضا می‌شوند، جواب داده است.

2- ه – ب) آن ها این گونه رشد کردند
Keith H. Hammonds در مارچ 2003 در نشریه Fast ، 5 اصل مهم در پشت صحنه فعالیت های گوگل را در ارتقای کسب و کار در دنیای دیجیتال ، با عنوان " آن ها ، این گونه رشد کردند " ، این چنین معرفی می کند:

1. قانون شماره یک: به کاربران بستگی دارد
در گوگل قانون مهمی وجود دارد، اگر ایده‌ای در سر داری که باعث بهبود نتیجه کار کاربران می‌شود، به ایده‌ات جامه عمل بپوشان.به استناد برخی برآوردها، گوگل میزبان سه چهارم جستجوهای وب است. اما از آنجا که کامل نیست، تسلطش به اندازه کافی حوب نیست.
به همین دلیل گوگل باید تفسیر درستی از جستجوی کاربران ترک و فنلاندی خود داشته باشد، زبانهایی که عبارات جستجویشان بیشتر به جملات شبیه است، و یا در زبان ژاپنی که بین کلمات هیچ فاصله ای وجود ندارد. گوگل نه تنها باید معنی تک تک کلمات جستجو شده را درک کند، که ارتباط بین این کلمات با دیگر کلمات و ویژگی آن کلمات را به عنوان یک شیئ در صفحات وب نیز باید برای گوگل روشن شود. برای نمونه صفحاتی که عبارت جستجو را به صورت پررنگ (bold) یا در گوشه بالا سمت راست نشان می‌دهند در لیست نتابج گوگل بالاتر از صفحاتی قرار خواهند گرفت که به آن اندازه ، کلمه کلیدی را نمایان نکرده است.
گوگل هنوز یک محصول دارد و آن موتور جستجویش است . افراد برای جستجو در وب به گوگل سر می زنند، و هدف اصلی از صفحات اینترنتی این پایگاه ان است که مطمئن شود که کاربرانش از جستجو دور نیافتاده اند. گوگل آنچه را که مردم مایل نیستند ، به آن ها نشان نمی دهد، چون در دراز مدت باعث شکست تجاری آن ها خواهد شد.
گوگل خود را به شیوه سنتی در معرض فروش قرار نمی دهد. در عوض، گوگل مشاهده می کند و می شنود. گوگل ارقام ترافیک جستجوها را مشاهده می کند و ایمیل های رسیده را می خواند. در واقع، ده کارمند تمام وقت در گوگل مشغول خواندن ایمیل های رسیده از طرف کاربران هستند، و آنها را به کارکنان مناسبی از
رهبري گوگل ، فرآيند کارمنديابي را مقوله اي حساس مي داند و در استخدام افراد در سطوح مختلف سازماني ، متغيرهاي زيادي را در خرده سيستم هاي استخدامي خود لحاظ مي کند. چرا که کارمندهاي شرکت مي بايست براساس ماموريت شرکت ، در گروه ها و تيم هاي غير متمرکز فعاليت کرده و از اين رو ، در قالب مديريت ماتريسي پروژه هاي شرکت بيش ترين کارايي را از خود بروز دهند. روند پاداش دهي به کارمندان موفق هم ، بر خلاف سازمان هاي سنتي که بيش تر بر اساس مرخصي ساعتي – روزانه يا پاداش هاي نقدي اندک است ، با پاداش هاي سهامي يا ارتقاي جايگاه شغلي و استفاده از بن هاي کارگزي چند منظوره و متنوع ، مبتني شده است . شمار زيادي از کارمندان گوگل پس از ورود گوگل به بازار بورس آمريکا ، به ثروت هاي زيادي دست يافتند . اگر قرار بود پاداش ان ها ، عوامل سنتي در سازمان هاي امروزي بيش تر باشد ، چنين درآمدي براي ان ها فقط در خيالات مي توانست سير کند . جنبه عملي به خود نمي گرفت. توجه به سيستم هاي کارمنديابي گوگل در رهبري سازمان ديجيتالي گوگل ، مقوله مهمي است که فعالان صنعت ديجيتال در کشور و حتي سازمان هاي سنتي که هنوز تجربه ورود به اين عرصه را درک نکرده اند ، بهتر است بخشي از فرآيند استخدامي خود را از اين راه ، دريافت کنند. به هر حال ، هميشه بهترين انتخاب ، از طريق آزمون هاي علمي و تخصصي چند ساعتي حاصل نمي شود. بقاي سازمان ها دردنياي کسب و کار پرشتاب و متغير امروزي ، کارکناني با خصيصه هاي تعريف شده جديد را طلب مي کند که بايد به آن اهميت داد.
گونه دیگری از این سیستم کارمندیابی نیز بر اساس مسابقات سالانه کد جم گوگل است .برنامه‌ريزان حاضر در اين مسابقات بايد تلاش كنند مشكلات نرم‌افزار ‌آنلاين را زودتر از يكديگر حل كنند. تعداد 100 نابغه‌ نهايي انتخاب شده در اين مسابقات با هزينه‌ گوگل به نيويورك عازم خواهند شد تا در مسابقات قهرماني code jam در ماه اكتبر هر سال شركت كنند؛ اين مسابقات فرصتي بسيار مناسب براي سريع‌ترين و مستعدترين متخصصان رايانه در جهان است تا در سطحي بين‌المللي با يكديگر رقابت كنند.
فيناليست‌هاي اين مسابقات به ترتيب رده‌بندي 155 هزار تا 10 هزار دلار جايزه دريافت خواهند كرد؛ ثبت‌نام براي اين مسابقات تا شروع دور انتخابي يعني پنجم سپتامبر ادامه خواهد داشت.
در چند سال اخیر ، بيش از 14 هزار نفر از 22 كشور در مسابقات code jam گوگل شركت كرده اند که شماری از این نوابع ، به غول موتورهای جست و جوی وب ، دعوت به کار می شوند. این وضعیت ، بهترین راه کارمندیابی برای جذب افراد نخبه و خلاق و با انگیزه برای شرکتی مانند گوگل است .

2): پشت صحنه گوگل
قطعا ، پشت صحنه سناریوهایی که مغزهای گوگل از اوایل دهه نود میلادی تا کنون بر پایه آن ها ، جهان دیجیتال را به تسخیر خود در آورده اند ، به اندازه آگاهی از رفتار سازمانی این شرکت در خلق محصولات دیجیتالی ، جذاب و خواندنی خواهد بود.

2- ه – الف) این ها ، عاشق ریاضیات هستند!
رانندگانی که به ریاضیات خود مطمئن بودند و در ترافیک همیشگی بزرگراه شماره 101 که به «سیلیکون ولی» منتهی می‌شود، گیر می‌کردند، می‌توانستند وقت خود را با تامل در بیلبوردی که روی آن یک مسئله ریاضی نوشته شده بود، بگذرانند.
کسانی که می‌توانستند عدد مورد‌نظر سؤال‌کننده را دریابند، در واقع مبنای یک الگوریتم طبیعی را می‌یافتند. تعداد کسانی که روی این معما کار کردند و از عهده حل آن برآمدند، به وب‌‌سایتی رهنمون شدند تا مسئله‌ای دیگر را حل کنند و پس از حل این معما هم، صفحه‌ای دیگر به روی آن‌ها گشوده می‌شد که از آن‌ها می‌خواست تا مشخصات و سوابق کاری خود را ارسال کنند. اگر بیلبوردی می‌توانست روح یک شرکت را به تصویر بکشد، همین بیلبورد بود، زیرا آگهی‌دهنده ناشناس شرکت گوگل بود که محصول اصلی و مهم آن محبوب‌ترین موتور جست‌و‌جوی اینترنتی در جهان است. با این شوخی جسورانه، با اشتغالات ذهنی ریاضی، سادگی و این اعتقاد مبتکرانه که گوگل منزلگاه نوابغ است، بیلبورد از شرکتی سخن می‌گفت که فکر می‌کند جایگاه درست و به‌حقی را به‌عنوان رهبر و پیشروی صنعت فناوری به‌دست آورده است، موقعیتی که در 15 سال گذشته، مایکروسافت اشغال کرده بود. لحن بیلبورد گوگلی بود، چیزی که کارفرماهای گوگل علاقه دارند، بگویند.
سخنگوی شرکت می‌گوید که این صفت «گوگلی»، جهان وطنی، تواضع، تفاوت و تشخیص متعادلی را به ذهن متبادر می‌کند. نمایشی مناسب و زیبا از گوگلی بودن «googly–ness» که در سخنرانی‌های امسال در لاس‌وگاس اجرا شد درحالی ‌که روسای دیگر شرکت‌های فناوری به جایگاه سخنرانی در میان هیاهوی موسیقی راک و رقص نور وارد می‌شوند، گوگل کنسرت براندنبورگ شماره سه از باخ را پخش کرد، تا روسای شرکت به جایگاه وارد شوند. بیلبورد از این جهت گوگلی بوده، یعنی مانند صفحه اصلی گوگل، به‌لحاظ بصری به‌طور کامل ساده بود چنان‌‌که مراجعه‌کنندگان را درباره محتوای پیچیده آن به اشتباه می‌اندازد، یا اینکه، برای بیگانگان "گوگلی‌ بودن"، به معنای آرزویی جسورانه و یک ماموریت است که شما را به پیشرفت جهان و یکی دانستن جهل با فضیلت فرا می‌خواند، عارضه اصلی این طرز فکر که در بیلبورد نشان داده شده است، بزرگ دانستن ریاضیات است. گوگل پیوسته درحال طرح جناس‌های عددی و معماهای ریاضی است. وقتی آن‌ها در سال 2004 اسناد مربوط بازار سهام را پر می‌کردند، گفتند که آن‌ها می‌خواهند 828/281/718/2 دلار سود به‌دست بیاورند که برابر با e میلیارد دلار است.
علاقه به ریاضیات در گوگل، شاید از علاقه موسسان آن سرگئی برلین و لری پیج ناشی می‌شود. برلین که در روسیه متولد شده است پسر استاد آمار است و مادرش هم برای ناسا کار می‌کند و والدین لری پیج هر دو معلم رایانه هستند. راز موفقیت گوگل که آن را محبوب‌ترین موتور جست‌وجو در جهان ساخته است، درک این موضوع است که بی‌نظمی در اینترنت یک نظم ضمنی ریاضی دارد. لری پیج و سرگئی برلین با شمارش، تنظیم و ارزیابی ساختارهای ارتباطی توانستند نتایج جست‌وجو را به هم مربوط و نزدیک کنند، کاری که هیچ موتور جست‌وجوی دیگری نتوانسته بود انجام دهد.
تاکنون آن‌ها این برتری را حفظ کرده‌اند. دانیل سولیوان، دبیر خبرنامه صنعتی آنلاین، گوگل را در صدر بهترین موتورهای جست‌وجو قرار داده است، پس از گوگل، یاهو (yahoo)، اسک (ASK) و MSN مایکروسافت در رتبه‌های دوم تا چهارم قرار دارند. تعداد بازدیدکننده‌های گوگل به‌طور نسبی هر ماه نسبت به سال گذشته در همان ماه افزایش پیدا می‌کنند. به استثنای AOL که از ورودی اینترنتی مانند فناوری جست‌وجوی گوگل استفاده می‌کند، در ماه مارس گوگل میزبان نیمی از کل جست‌وجوگران اینترنتی بوده است، سهم گوگل به استثنای AOL از کل جست‌وجوگران 43 درصد بود.
مهارت و توانایی ریاضی دلیل نیمی از موفقیت‌های گوگل است: توانایی تبدیل همه جست‌وجوها به پول. برعکس شرکت‌های نرم‌افزاری مانند مایکروسافت که بخش اعظم درآمد آن از محل لیسانس است، گوگل در وهله اول یک بنگاه تبلیغاتی محسوب می‌شود. او آگهی‌های تبلیغاتی معمولی نمی‌فروشد. بلکه گوگل یک ژانر تبلیغاتی جدید و کارا به‌نام "پرداخت به ازای هر کلیک" ابداع کرده است. گوگل یک متن کوچک تبلیغاتی روی صفحات نتایج جست‌وجو قرار داده است، اما آگهی‌دهندگان فقط زمانی پول برای آن پرداخت می‌کنند که بازدیدکنندگان و کاربران اینترنتی به‌طور حتم روی آن متن کلیک کرده باشند و وارد آدرس آن‌ها شده باشند. این سیستم روی صفحات نتایج جست‌وجو تا به‌حال خوب کار کرده و نیمی از درآمد گوگل را تامین کرده است، زیرا کلمات اصلی کاربران به گوگل اجازه می‌دهد تا آگهی‌های مناسب و مربوط به آن را روی صفحه قرار دهد. اما در عین حال این سیستم روی دیگر صفحات وب مانند بلاگ‌ها و مقالات روزنامه‌ هم که به‌عنوان بخشی از شبکه گوگل امضا می‌شوند، جواب داده است.

2- ه – ب) آن ها این گونه رشد کردند
Keith H. Hammonds در مارچ 2003 در نشریه Fast ، 5 اصل مهم در پشت صحنه فعالیت های گوگل را در ارتقای کسب و کار در دنیای دیجیتال ، با عنوان " آن ها ، این گونه رشد کردند " ، این چنین معرفی می کند:

1. قانون شماره یک: به کاربران بستگی دارد
در گوگل قانون مهمی وجود دارد، اگر ایده‌ای در سر داری که باعث بهبود نتیجه کار کاربران می‌شود، به ایده‌ات جامه عمل بپوشان.به استناد برخی برآوردها، گوگل میزبان سه چهارم جستجوهای وب است. اما از آنجا که کامل نیست، تسلطش به اندازه کافی حوب نیست.
به همین دلیل گوگل باید تفسیر درستی از جستجوی کاربران ترک و فنلاندی خود داشته باشد، زبانهایی که عبارات جستجویشان بیشتر به جملات شبیه است، و یا در زبان ژاپنی که بین کلمات هیچ فاصله ای وجود ندارد. گوگل نه تنها باید معنی تک تک کلمات جستجو شده را درک کند، که ارتباط بین این کلمات با دیگر کلمات و ویژگی آن کلمات را به عنوان یک شیئ در صفحات وب نیز باید برای گوگل روشن شود. برای نمونه صفحاتی که عبارت جستجو را به صورت پررنگ (bold) یا در گوشه بالا سمت راست نشان می‌دهند در لیست نتابج گوگل بالاتر از صفحاتی قرار خواهند گرفت که به آن اندازه ، کلمه کلیدی را نمایان نکرده است.
گوگل هنوز یک محصول دارد و آن موتور جستجویش است . افراد برای جستجو در وب به گوگل سر می زنند، و هدف اصلی از صفحات اینترنتی این پایگاه ان است که مطمئن شود که کاربرانش از جستجو دور نیافتاده اند. گوگل آنچه را که مردم مایل نیستند ، به آن ها نشان نمی دهد، چون در دراز مدت باعث شکست تجاری آن ها خواهد شد.
گوگل خود را به شیوه سنتی در معرض فروش قرار نمی دهد. در عوض، گوگل مشاهده می کند و می شنود. گوگل ارقام ترافیک جستجوها را مشاهده می کند و ایمیل های رسیده را می خواند. در واقع، ده کارمند تمام وقت در گوگل مشغول خواندن ایمیل های رسیده از طرف کاربران هستند، و آنها را به کارکنان مناسبی از گوگل ارجاع می دهند یا خود ، به آن ها پاسخ می دهد. مونیکا هنزینگر، مدیر بخش تحقیقات گوگل می گوید: "تقریبا همه به بازخوردهای مخاطبان دسترسی دارند. ما همه می دانیم که بخش های مشکل سازکه کاربران از آنها گلابه دارند کدامند.
نتیجه این که ، گوگل از چنین ادراک منحصر به فردی که از مخاطبان خود دارد خرسند است و نیز از صداقت و مخصوص خود. گوگل کار برجسته ای را مدیریت کرده است : خوش آمدن به مزاق کاربران حرفه ای خوگرفته به اینترنت ، بدون آنکه گوگل کاربران مبتدی را از دست بدهد. گوگل حتی به رفتار کاری کاربرانی که عباراتی چون " amazon.com" را برای دسترسی به سایت Amazon.com جستجو می کنند ، دوست دارد و به کار آن ها کنجکاو است . چون ، همه چیز به کار کاربران گوگل ، بستگی دارد.
گوگل می داند که چگونه کاری کند تا کاربران حرفه ای احساس خوبی داشته باشند". گوگل این کار را از ابتدای فعالیتش انجام داده است، هنگامی که لری و سرگئی ، تکنولوژی گوگل را عرضه کردند. آنها از کاربران حرفه ای دعوت به عمل آوردند و به آنها احساسی بخشیدند که گویی در جای مخصوصی هستند.

 ارجاع می دهند یا خود ، به آن ها پاسخ می دهد. مونیکا هنزینگر، مدیر بخش تحقیقات گوگل می گوید: "تقریبا همه به بازخوردهای مخاطبان دسترسی دارند. ما همه می دانیم که بخش های مشکل سازکه کاربران از آنها گلابه دارند کدامند.
نتیجه این که ، گوگل از چنین ادراک منحصر به فردی که از مخاطبان خود دارد خرسند است و نیز از صداقت و مخصوص خود. گوگل کار برجسته ای را مدیریت کرده است : خوش آمدن به مزاق کاربران حرفه ای خوگرفته به اینترنت ، بدون آنکه گوگل کاربران مبتدی را از دست بدهد. گوگل حتی به رفتار کاری کاربرانی که عباراتی چون " amazon.com" را برای دسترسی به سایت Amazon.com جستجو می کنند ، دوست دارد و به کار آن ها کنجکاو است . چون ، همه چیز به کار کاربران گوگل ، بستگی دارد.
گوگل می داند که چگونه کاری کند تا کاربران حرفه ای احساس خوبی داشته باشند". گوگل این کار را از ابتدای فعالیتش انجام داده است، هنگامی که لری و سرگئی ، تکنولوژی گوگل را عرضه کردند. آنها از کاربران حرفه ای دعوت به عمل آوردند و به آنها احساسی بخشیدند که گویی در جای مخصوصی هستند.

 

 


1 15-March-1985 SYMBOLICS.COM
2 24-April-1985 BBN.COM
3 24-May-1985 THINK.COM
4 11-July-1985 MCC.COM
5 30-September-1985 DEC.COM
6 07-November-1985 NORTHROP.COM
7 09-January-1986 XEROX.COM
8 17-January-1986 SRI.COM
9 03-March-1986 HP.COM
10 05-March-1986 BELLCORE.COM
11 19-March-1986 IBM.COM
11 19-March-1986 SUN.COM
13 25-March-1986 INTEL.COM
13 25-March-1986 TI.COM
15 25-April-1986 ATT.COM
16 08-May-1986 GMR.COM
16 08-May-1986 TEK.COM
18 10-July-1986 FMC.COM
18 10-July-1986 UB.COM
20 05-August-1986 BELL-ATL.COM
20 05-August-1986 GE.COM
20 05-August-1986 GREBYN.COM
20 05-August-1986 ISC.COM
20 05-August-1986 NSC.COM
20 05-August-1986 STARGATE.COM
26 02-September-1986 BOEING.COM
27 18-September-1986 ITCORP.COM
28 29-September-1986 SIEMENS.COM
29 18-October-1986 PYRAMID.COM
30 27-October-1986 ALPHACDC.COM
30 27-October-1986 BDM.COM
30 27-October-1986 FLUKE.COM
30 27-October-1986 INMET.COM
30 27-October-1986 KESMAI.COM
30 27-October-1986 MENTOR.COM
30 27-October-1986 NEC.COM
30 27-October-1986 RAY.COM
30 27-October-1986 ROSEMOUNT.COM
30 27-October-1986 VORTEX.COM
40 05-November-1986 ALCOA.COM
40 05-November-1986 GTE.COM
42 17-November-1986 ADOBE.COM
42 17-November-1986 AMD.COM
42 17-November-1986 DAS.COM
42 17-November-1986 DATA-IO.COM
42 17-November-1986 OCTOPUS.COM
42 17-November-1986 PORTAL.COM
42 17-November-1986 TELTONE.COM
42 11-December-1986 3COM.COM
50 11-December-1986 AMDAHL.COM
50 11-December-1986 CCUR.COM
50 11-December-1986 CI.COM
50 11-December-1986 CONVERGENT.COM
50 11-December-1986 DG.COM
50 11-December-1986 PEREGRINE.COM
50 11-December-1986 QUAD.COM
50 11-December-1986 SQ.COM
50 11-December-1986 TANDY.COM
50 11-December-1986 TTI.COM
50 11-December-1986 UNISYS.COM
61 19-January-1987 CGI.COM
61 19-January-1987 CTS.COM
61 19-January-1987 SPDCC.COM
64 19-February-1987 APPLE.COM
65 04-March-1987 NMA.COM
65 04-March-1987 PRIME.COM
67 04-April-1987 PHILIPS.COM
68 23-April-1987 DATACUBE.COM
68 23-April-1987 KAI.COM
68 23-April-1987 TIC.COM
68 23-April-1987 VINE.COM
72 30-April-1987 NCR.COM
73 14-May-1987 CISCO.COM
73 14-May-1987 RDL.COM
75 20-May-1987 SLB.COM
76 27-May-1987 PARCPLACE.COM
76 27-May-1987 UTC.COM
78 26-June-1987 IDE.COM
79 09-July-1987 TRW.COM
80 13-July-1987 UNIPRESS.COM
81 27-July-1987 DUPONT.COM
81 27-July-1987 LOCKHEED.COM
83 28-July-1987 ROSETTA.COM
84 18-August-1987 TOAD.COM
85 31-August-1987 QUICK.COM
86 03-September-1987 ALLIED.COM
86 03-September-1987 DSC.COM
86 03-September-1987 SCO.COM
89 22-September-1987 GENE.COM
89 22-September-1987 KCCS.COM
89 22-September-1987 SPECTRA.COM
89 22-September-1987 WLK.COM
93 30-September-1987 MENTAT.COM
94 14-October-1987 WYSE.COM
95 02-November-1987 CFG.COM
96 09-November-1987 MARBLE.COM
97 16-November-1987 CAYMAN.COM
97 16-November-1987 ENTITY.COM
99 24-November-1987 KSR.COM
100 30-November-1987 NYNEXST.COM

 .............................................................

فرق بين برنده وبازنده
شما فكر مي كنيد كه در زندگي برنده ايد يا بازنده ؟
لطفا مطالب زير را تا پايان بخوانيد
تا خود را بهتر بشناسيد
برنده متعهد ميشود بازنده وعده ميدهد

وقتي برنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: اشتباه كردم

وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: تقصير من نبود



برنده بيش از بازنده كار انجام ميدهد، و در انتها باز هم وقت دارد


بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نميتواند به كارهاي ضروري بپردازد


هراس برنده ازباختن به آن اندازه نيست كه
ازنده باطنا" از برنده شدن دارد



برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار ميكند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد

بازنده آن جا كه نبايد، سازش ميكند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه ميكند


برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان ميدهد

بازنده مي گويد: «متاسفم» ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار ميكند

برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح ميدهد، هر چند كه هر دو حالت رامد نظر دارد

بازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح ميدهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد

برنده گوش مي دهد
بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است
برنده ميگويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد بازنده ميگويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است
برنده به افراد برتر از خود، احترام ميگذارد، و سعي ميكند تا از آنان چيزي بياموزد
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است
برنده گامهاي متعادلي بر ميدارد بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند
برنده ميداند كه گاهي اوقات ، پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد
بازنده بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است
برنده ارزيابي درستي از تواناييهاي خود داشته، و هوشمندانه از ناتواني هاي خود، آگاه است  بازنده از توانايي ها و ناتواني هاي واقعي خود بي خبراست
برنده مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك ميكند، تا حل آن آسان گردد
بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند
برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود بازنده احساس ميكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد
برنده تمركز حواس دارد
بازنده پريشان حواس است
برنده از اشتباهات خود درس ميگيرد بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، يادگرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند
برنده ميكوشد تا مردم را هرگز نيازارد، مگر در مواقع نادري كه اين دل آزاري در راستاي يك هدف بزرگ باشد
بازنده نميخواهد به عمد ديگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه هميشه اين كار را ميكند
برنده ثروت اندوزي را وسيله اي براي لذت بردن از زندگي مي داند بازنده مال اندوزي را هدف خود قرار ميدهد،‌ بنابراين گذشته از ميزان انباشت ثروت، هيچگاه نميتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نميشود
برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است
برنده ترجيح مي دهد كه، خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را ولي وقت زيادي را صرف عيب جويي نميكند بازنده شكستهاي خود را ناشي از، تبعيض يا سياست مي داند
برنده معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين ميكنيم بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد
برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند بازنده اگر از ديگران عقب بماند، تندخو و خشن ميشود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي ميكند
برنده ميداند كه نارسايي هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست، در حالي كه مي كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را بزدايد، هرگز تاثير آنها را انكار نميكند
بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است
برنده در چنين شرايطي آزادانه، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه ي احساسي ميكند، سپس مساله را به فراموشي مي سپارد بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري مي بيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي آورد
برنده ميداند كه كدام تصميم ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران و به «كار گروهي»خود مي بالد بازنده به «استقلال» خود مي بالد، در حاليكه به واقع در حال خونسردي است. ، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده اي از خود ندارد
برنده مي داند كه هر قاعده اي در هر كتابي را، مي توان ناديده انگاشت ، جز يكي، «هماني كه  هستي و ميخواستي ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنيا همين است بازنده فكر ميكند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد
. برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران، به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي كند .بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند، تكيه ميكند، و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي ميكند
برنده در وجود يك آدم بد، خوبي ها را مي جويد و روي همين قسمت كار ميكند بازنده در وجود يك انسان خوب، بدي ها را مي جويد. از اين رو ، به سختي ميتواند با ديگران  همكاري كند
برنده در عين حال كه تعصبات خود را ميپذيرد، تلاش ميكند كه در هنگام قضاوت كردن بر اين  تعصبات غلبه كند
بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراين در سراسر عمر، اسير تعصبات خويش خواهد بود
برنده بازي سرنوشت، و اين حقيقت كه شايستگي ها را همواره پاداشي نيست، بي آنكه ديدگاهي  بدبينانه داشته باشد، درك ميكند بازنده بي آنكه بازي هاي سرنوشت را درك نمايد، بدگمان است
برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدي بود، بي آن كه خشك و رسمي باشد
بازنده غالبا خشك و رسمي است زيرا، فاقد توانايي جدي بودن است
برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام مي دهد، و توان خود را براي راه حل هايي ذخيره مي كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتي اعتراض آميز انجام مي دهد، و هيچ توان و نيرويي را براي گرفتن تصميمات اخلاقي مهم باقي نمي گذارد
برنده ارزش هاي اخلاقي را، به عنوان تنها منبع قدرت حقيقي مي شناسد
بازنده چون در باطن ، براي ارزشهاي اخلاقي احترام اندكي قائل است، بيش از ظرفيت خويش در جهت كسب منابع قدرت بيروني تلاش ميكند
برنده سعي ميكند كه رفتارهاي خود را براساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند، و رفتارهاي ديگران را، براساس قصد و نيت آنها ارزيابي كند .بازنده رفتارهاي خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را براساس نتايج آنها ارزيابي ميكند
برنده ديگران را نكوهش مي كند ولي آنها را مي بخشد
بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش ديگران نيست، و چنان حقير است كه قادر به بخشيدن ديگران هم ، نيست
برنده پس از بيان نكته ي اصلي مورد نظرش، لب از سخن فرو مي بندد بازنده آنقدر به صحبت ادامه مي دهد، كه نكته ي اصلي را فراموش ميكند
برنده هر امتيازي را كه بتواند بدهد، مي دهد، جز اين كه اصول بنيادي خود را فدا كند
بازنده به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي دهد، و اين ، در حالي است كه اصول بنيادي اش رفته رفته از بين مي رود
برنده ضعفهاي خود را به خدمت توانايي هايش مي گيرد بازنده توانايي هاي خود را هدر ميدهد، زيرا كه آنها را در خدمت ضعفهاي خود به كار مي گيرد
برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، يكسان عمل ميكند
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير ميكند
برنده ميخواهد مورد احترام ديگران باشد، اما ذهنش را درگير آن نميكند بازنده براي رسيدن به اين هدف، دست به هر كاري ميزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو مي شود و به هدف اش نمي رسد
برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه، هنوز خيلي چيزها را نميداند بازنده ميخواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه : «بسيار كم مي داند» را، هنوز نياموخته است
برنده گشاده روست ، زيرا كه ميتواند بي آنكه خود را تحقير كند، بر خطاهاي خويش بخندد بازنده چون حتي در خلوت خويش ، خود را پست و حقير مي شمارد، در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست
برنده نسبت به ضعفهاي ديگران، غمخواري ميكند، زيرا ضعفهاي خود را درك نموده و آنها را پذيرفته است
بازنده ديگران را به دليل ضعفهايشان خوار و خفيف مي شمارد، زيرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان ميكند
برنده هر كاري كه از دست اش بر آيد انجام ميدهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه اميد مي بندد بازنده بدون آنكه كوچكترين تلاشي كند، به انتظار معجزه مي نشيند
برنده تا دم مرگ بيشتر از آنچه كه از ديگران ميگيرد، مي دهد
بازنده تا پاي جان از اين توهم دست بر نميدارد كه، «پيروزي » يعني بيش از آنچه كه مي دهي، بستاني

برنده هنگامي كه مي بيند راهي را كه در پيش گرفته است، با مسير زندگاني او سازگار نيست، هراس از ترك كردن آن ، ندارد
بازنده «نيمه ي راهي » را در پيش گرفته و به آن ، ادامه مي دهد، و اهميتي نميدهد كه به كجا منتهي مي شود

باتشكر فراوان

درباره انجمن آمار آمريكا

انجمن آمار آمريكا: اولين ۱۶۰ سال

نويسنده:  Robert L. Mason                                  تاریخ انتشار در Amstat News: نوامبر ۱۹۹۹

در ۲۷ نوامبر ۱۸۳۹،‌پنج نفر  جلسه ای را در يكي از اتاق هايي انجمن آموزشي آمريكا در شماره ۱۵  Cornhill واقع در  شهر  بوستون( ايالت ماساچوست) برای تشکیل انجمن  آمار برگزار كردند. هدف این انجمن  همان طوری که در اولین اساسنامه آن آمده است، جمع آوری، حفظ و انتشار اطلاعات آماری در بخش های گوناگون علوم بشری یوده است. در ابتدا انجمن آمار آمریکا(American Statistical society) نامیده شد ولی نام این سازمان بزودی و در اولین گردهم آیی سالیانه كه در 5 فوريه سال 1840 در بوستون تشكيل شد به اجتماع آمار آمريكا( American Statistical Association ) تغيير كرد.

ادامه نوشته

نشانه های قرن 21


1- ١٥ شماره تلفن مختلف براى دسترسى به ۳ نفر عضو خانواده‌تان داريد.

٢- براى کسى که پشت ميز بغلى نشسته است، e-mail مي‌فرستيد.

3- دليل شما براى اين که از دوستان و فاميلتان بي خبريد اين است که آدرس e-mail ندارند.

4- بعد از يک روز کارى طولانى و خسته‌کننده به خانه مي‌آييد و هنوز به تلفنهاى کارى جواب مي‌دهيد.

5- مي‌خواهيد از خانه‌تان تلفن کنيد ولى اول شماره ۹ را مي‌گيريد تا خط آزاد شود.

6- ۴ سال است که پشت يک ميز و روى يک صندلى نشسته‌ايد ولى در اين مدت کارمند ۳ شرکت مختلف بوده‌ايد.

7- رئيس شما توانايى انجام کارهاى شما را ندارد.

8- از اداره بيرون مى آييد، سوار ماشين‌تان مي‌شويد، وارد بزرگراه مي‌شويد و با تلفن همراهتان به خانه زنگ مى زنيد ببينيد کسى خانه هست يا نه.

10- تمام تبليغات تلويزيونى داراى يک آدرس وب سايت در پائين صفحه هستند.

11- صبح از خانه بيرون مي‌آييد، سوار ماشين‌تان مي‌شويد و به سمت اداره حرکت مي‌کنيد. وسط راه متوجه مي‌شويد که تلفن همراهتان را در خانه جا گذاشته‌ايد. دوباره به خانه بر مى گرديد تا آن را برداريد. البته قبلاً ٢٠ يا ٣٠ يا حتى ٦٠ سال تلفن همراه نداشتيد ولى اکنون حتى يکروز هم بدون آن نمي‌توانيد سر کنيد.

12- صبح که از خواب بيدار مي‌شويد قبل از خوردن صبحانه به اينترنت وصل مي‌شويد تا اول ايميل خورد را چك كنيد.

13- از آن بدتر اين که دقيقاً ميدانيد كه اين ايميل را بايد به چه کسانى ارسال كنيد تا بخوانند.

14- آنقدر سرتان شلوغ است که متوجه نشده‌ ايد شماره ۹ از اين ليست جا افتاده است.

15- دوباره به ليست نگاه مي‌کنيد تا مطمئن شويد که شماره ۹ نبود.

16- و حالا به خودتان مي‌خنديد !