001
shiva, payam, sara, parinaz, mani, parsa, paniz, zahra, saghar, niusha, jafar, sa’eed, sina, maryam, shadi, roya, mona, dina, nami, keyvan, ashkan, parichehr, sanaz, pegah, tina, sepehr, shayan, ali, amirhossein, shafagh, azita, navid, mohammad, shiva atieh ,sadaf, shirin, mahyar, armita, nina, Mona, dorsa, behrang, saba, taraneh, Simin, Reyhaneh, hasty, SAM, mohammad, mahsa, mahdis, mahsa, shahin.kami, morteza, farokh, PedrAm
بنا به دلایل تاریخی دخترها را با صفر و پسرها را با یک نمایش دادم. لیست بدینگونه شد:
01001100001110000011100001111001100010000100000110001111
چه چیزی میبینید؟ من حلقههای درونگروهیی دختران را در این سریی اعداد میبینم.
—
تکمیلی: بیایید کمی بیشتر دادهها را بکاویم و ببینیم آیا چیزی ازشان در میآید یا خیر. برای شروع، احتمالهای شرطی را محاسبه میکنم. با احتمال شرطیی مرتبه اول شروع میکنم: تنها فرد فعلی و فرد بعدی را در نظر میگیرم. با شمارش دادهها به دست میآورم که:
P{Girl|Girl} = 0.7 P{Boy|Girl} = 0.3
P{Boy|Boy} = 0.59 P{Girl|Boy} = 0.41
دانشای مثل P{Girl|Girl} نشان میدهد اگر من دختر باشم با چه احتمالی به یک دختر این پیام را میفرستم. هر دو جنس تمایل دارند تا این پیام را به همجنس خود بفرستند. این تمایل برای دختران حدود ده درصد بیشتر است.
حال بیاییم سوال دیگری را مطرح کنیم: آیا اینکه نفر پیشینای که پیام را برای من فرستاده چه کسای باشد تاثیری در تصمیم من به اینکه پیام را به چه کسای بفرستم دارد یا خیر؟
P{t:Girl|(t-1:Girl,t-2:Girl)} = 0.6 P{t:Boy|(t-1:Girl,t-2:Girl)} = 0.4
P{Boy|(Boy,Boy)} = 0.5 P{Girl|(Boy,Boy)} = 0.5
P{t:Boy|t-1:Boy,t-2:Girl} = 0.7 P{t:Girl|t-1:Boy,t-2:Girl} = 0.3
P{t:Boy|t-1:Girl,t-2:Boy} = 0 P{t:Girl|t-1:Girl, t-2:Boy} = 1
پدیدههای جالبی مشاهده میشود. اگر من دختر باشم و نفر پیشین نیز دختر باشد، به احتمال ۰.۴ این پیام را به دختری خواهم فرستاد. اما اگر نفر پیشینام یک پسر باشد، امکان ندارد برای پسری پیام را بفرستم. مشابه چنین پدیدهای -اما خفیفتر- برای پسرها نیز وجود دارد. گویا نوعی مقاومت در برابر انتشار پیام وجود دارد. مقاومتای که جلوی به جنس مخالف فرستادن را میگیرد و این مقاومت وقتی بیشتر میشود که نفری پیشین من از جنس مخالفام باشم.
حالا این تحلیلها چقدر جدیاند؟! نه خیلی زیاد ولی نه خیلی کم! مهمترین مشکلاش مشخص نبودن میزان معناداریی نتایج است. وقتی تعداد نمونهها کم باشد، احتمال اینکه نتیجهای سودار (biased) به نظر برسد کم نیست. بیایید یک تحلیل کوچک بکنیم. فرض کنیم واقعا تفاوتی وجود ندارد و احتمال اینکه نفر بعدی پسر یا دختر باشد مستقل از نفر فعلی و برابر نیم باشد. فرض کنیم توزیع انتخاب بین دختر و پسر در همه جا مستقل و ثابت باشد (یعنی iid باشد). آنگاه احتمال اینکه به تصادف این نتیجه حاصل شود که دختران در ۶۰ درصد موارد پیام را به دختران میفرستند (و نه به پسران) برابر یک درصد است. این نتیجه البته هیچ اهمیتی ندارد. چون فرضا حالت ۶۵ درصد فرستادن نیز رخداد مستقلی است و باید در نظر گرفته شود. اگر این را در نظر بگیریم و احتمال اینکه نتیجهی اتفاقیای (یعنی الکی و به دور از وجود واقعیت عینی) با پانزده درصد تمایل بیشتر حاصل شود (یعنی دختران ۵۷ درصد موارد یا بیشتر به دختران بفرستند) ۲۴ درصد است. خیلی زیاد نیست، اما کم هم نیست! به عبارت با احتمال ۷۵ درصد دختران بیشتر به دختران میفرستند تا پسران. دیگر حالتهای دیگر و تحلیل دقیقترش بماند برای کسای که قرار است از این کارها نان در بیاورد. فقط اینکه چون تعداد نمونههای ممکن به حالتهای ممکن احتمالهای شرطیی مرتبه دوم (اینکه نفر پیشین من که باشد تا من به که بدهم) کمتر است، دقت آن نتایج نیز کمتر خواهد بود.
words:anti memoris
بپذیریم که دنیا به معنای واقعی کلمه ،دنیای ارتباطات است واین است چکیده حرف انبیا.